تبلیغات
تو این فکر بودم که .. - مثل ابر ها

مثل ابر ها

یکشنبه 20 اسفند 1391 10:21 ق.ظنویسنده : رضا

 

شبهای بی تو در هوایی سرد و بارانی

رد میشدم از کوچه هایی خیس و طولانی

هر خش خش برگی مرا تا کودکی میبرد

تا سالهای بی خزانی بی زمستانی

گویی ورق میخورد رویاهای دیروزی

گویی که میبارید بارانی بهارانی

یک لحظه حس کردم کنارم راه می آیی

میخواستی از چشم خیسم اشک بستانی

آن لحظه یادم هست با تردید پرسیدم

آیا برای تا ابد تا عشق میمانی؟

اشکی چکید از گوشه ی چشمت جوابم را

گفتی و بردی هر چه غم هر چه پریشانی

حالا میان کوچه با یاد تو میختدم

دیگر نمیخواهم بگیرد کوچه پایانی...

آخرین ویرایش: - -

 
چهارشنبه 30 فروردین 1396 03:16 ب.ظ
Just wish to say your article is as surprising. The clarity to your
post is simply cool and i can assume you are a professional in this subject.
Well together with your permission allow
me to grab your feed to keep updated with impending post.
Thank you one million and please carry on the enjoyable work.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر