تبلیغات
زندگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ - نظریه ی شخصیت آیزنک

نظریه ی شخصیت آیزنک

نویسنده :رضا
تاریخ:سه شنبه 12 اردیبهشت 1391-10:53 ق.ظ

—آیزنک در بحثهای خود پیرامون شخصیت دو مسئله ی کلی را مطرح میکند .یکی از این مسائل جنبه ی توصیفی شخصیت است که از دیرباز در روانشناسی مطرح بوده . مسئله ی دیگر بررسی عوامل سببی است که در جریان آن میکوشد علل زیرساز اختلافهای شخصیت افراد را تجزیه و تحلیل کند .
—جنبه های توصیفی شخصیت :
—شکل یک نتیجه ی پژوهشهای بسیاری است که آیزنک و همکارانش در زمینه ی خصوصیات روانی انجام داده اند . در دایره ی کوچک ، چهار مزاج مشهور جای دارند . دو مزاج سودائی و صفراوی در برابر دو مزاج بلغمی و دموی قرار دارند . بدین معنی که دوتای اول هیجانهای شدیدی دارند و نسبتا ناپایدار و روان رنجورند ، در حالیکه شدت هیجانها در دوتای دوم کمتر است و در سلوک و رفتار ثبات بیشتری دارند .
—مردمان صفراوی و دموی خصوصیات مشترکی دارند که میتوان آنها را با اصطلاح «برون گرایی » توصیف کرد . در حالیکه مالیخولیائیها و بلغمی ها «درون گرا » هستند . ما میتوانیم این کیفیات را بر طبق دو اصل مقوله ای و بعدی ، طبقه بندی کنیم . بر طبق سیستم نوعی ما میتوانیم مردم را در یکی از چهار بخش مالیخولیائی ، صفراوی ، بلغمی و دموی جای دهیم . در اینجا هیچ حالت بینابینی مثل دموی ـ بلغمی وجود ندارد . راه دیگر این است که برای شخص ، روی دو پیوستار یا محور ، جایی منظور شود ؛ آنگاه با اشاره به جایگاهی که در این الگوی دو بعدی دارد او را توصیف کرد . 
—شکل یک – نمودار طبقه بندی نوعی و بعدی
—توصیف چهار مزاج:
—دموی مزاج: دموی مزاج آدم بی خیال و پرامید و آرزویی است ؛ وقتی دست به کاری می زند آن رادارای اهمیت فوق العاده ای می داند ؛ آنقدر خوش قلب است که به مردم کمک کند ؛ بسیار مردم آمیز است ؛ راضی و خوشنود است ؛ هیچ چیزی را جدی نمی گیرد ؛ ممکن است نادم بشود اما پشیمانی خود را زود فراموش می کند ؛ از کار کردن به سادگی احساس خستگی می کند .
—سودایی مزاج: هرچیزی را که به آنان مربوط شود دارای نهایت اهمیت می شمارند . در هر جایی علت و سببی برای نگران شدن می جویند . در هر موقعیتی مشکلات و سختی ها را می بینند . در این افراد ، ارتباط با دیگران موجب نگرانی و بدبینی و اندیشناکی آنان می شود . به همین جهت در شادمانی بر روی آنان بسته است .
—صفراوی:آتشین مزاج است ، زود برانگیخته می شود ؛ تند کار است ولی پشتکار ندارد ؛ سرگرم کار است اما علاقه ای به آن ندارد ؛ بیشتر دلش می خواهد دستور بدهد ؛ عاشق این است که نزد دیگران از او تعریف و تمجید شود . بسیار خودشیفته است و به خود می بالد . خسیس است ؛ مؤدب است . خوشیهای صفراوی مزاج کمتر از دیگران است ، چون بیشتر از دیگران برای خود مخالف می تراشد .
—بلغمی مزاج : بلغمی به معنای فقدان هیجان است ، شخص به سهولت یا به سرعت به هیجان نمی آید اما وضع هیجانی او استمرار دارد ؛ اعمالش نه از روی غریزه بلکه برخاسته از اصول است ؛ با مردم عادلانه رفتار می کند و معمولا در حالی که به ظاهر تسلیم دیگران می شود ، با پای فشردن بر آمالش ، پیش می رود .
—اسم صفتهای موجود در دایره ی خارجی شکل یک نتیجه شمار چشم گیری پژوهش تجربی است . آیزنک با نتایج حاصل از این پژوهشها ، تحلیلهای آماری پیچیده ، تحلیلهای همبستگی ، تحلیل مؤلفه های اصلی ، تحلیلهای عامل را صورت داد تا بتواند ابعاد اصلی شخصیت را بدست آورد . این کوششها منجر به پیدایی دو محور نیرومند شد : درون گرایی ـ برون گرایی و دیگری نااستواری هیجانی در برابر بهنجاری .
—برونگرایی ـ درونگرایی بعدی است که دامنه ای بین دو حد انتهایی دارد و در وسطهای این دامنه افرادی قرار دارند که نه برونگرا هستند نه درونگرا ؛ از داده های تجربی هم چنین بر می آیدکه بیشتر مردم در همین منطقه ی بینابین قرار دارند .
—نمونه ی بارز برونگرایی کسی است که مردم آمیز است ، از مهمانی خوشش می آید ، دوستان بسیار دارد ، به سخن گفتن با دیگران نیاز دارد ، مشتاق تحریک و هیجان است و بطور کلی فردی تکانشی است . تغییر و دگرگونی را دوست دارد ؛ تمایل به پرخاشگری دارد و زود از کوره در می رود ، احساسهایش را در اختیار ندارد و آدم چندان باثباتی نیست .
—از سوی دیگر نمونه ی بارز درونگرایی فردی کم حرف و به نحوی گوشه گیر است ، آدم توداری است ؛ به دور اندیشی تمایل دارد ؛ به احساسهای آنی اعتماد نمی کند ؛ تحریک و هیجان را دوست ندارد ؛ زندگی منظم و با قاعده را دوست دارد ؛ به احساسهایش کاملا مسلط است و زود از کوره در نمی رود . با ثبات و تا حدودی بدبین است و برای معیارهای اخلاقی ارزش فراوان قائل است .
—این دو دسته از نظر سطح پایه ی انگیختگی مغزی با یکدیگر فرق می کنند . برون گراها به خاطر پایین بودن سطح انگیختگیشان به تحریک نیاز دارند و به طور فعال آن را می جویند .
—درون گراها به خاطر بالا بودن سطح پایه ، از برانگیختگی اجتناب می کنند . در نتیجه به تحریک حسی واکنش شدیدتری نشان می دهند . به علاوه آنها آستانه ی درد  پایین تری دارند .
—روان رنجور خویی :
—آیزنک پیشنهاد می کند که روان رنجورخویی عمدتا ارثی است که در ویژگی های رفتاری و زیستی آشکار می شود . آنها در قسمتهای مغز که شاخه ی سمپاتیک دستگاه عصبی خودمختار را کنترل می کند فعالیت بیشتری را نشان می دهند . در اینگونه افراد ، دستگاه سمپاتیک حتی به استرسهای ملایم واکنش اضافی نشان می دهد که نتیجه ی آن پر حساسیتی مزمن است .
—به نظر آیزنک ، این تفاوتها در واکنش پذیری زیستی در بعد روان رنجورخویی ، فطری هستند ؛ یعنی مردم به صورت ژنتیکی ، یا به روان رنجورخویی و یا به پایداری هیجانی متمایل هستند .
—نمودار 2 – صفات تیپ روان رنجورخویی
—روان پریش خویی :
—شواهد ارائه شده توسط آیزنک ، مؤلفه ی ژنتیکی عمده ای را پیشنهاد می کند . مردها عموماَ نمره ی بالاتری اززنان در روانپریش خویی می گیرند که شاید به هورمونهای مردانه مربوط باشد . او همچنین حدس زد ، افرادی که نمره ی زیادی در هر سه بعد می گیرند ممکن است به نشان دادن رفتار جنایی تمایل داشته باشند ، ولی حمایت تجربی ناچیزی را برای این نظر ارائه داد .
—نمودار 3 – صفات تیپ روان پریش خویی
—عوامل سببی :
—در اینجا آیزنک می کوشد تا به کمک تجزیه و تحلیل عوامل ارثی و محیطی علل زیرساز اختلافهای بین فردی را تا حد ممکن بررسی کرده ، به نتایج مثبتی نائل شود . در این راه از یافته های « نوروفیزیولوژیکی » بیوشیمی ، قوانین توارث و سایر علوم پایه کمک گرفته است .
—برای توجیه روابط میان «ژنوتیپها » و «فنوتیپها » در رشد شخصیت او توازن میان « تحریک ـ وقفه » به عنوان بخش سرشتی شخصیت یا سنخ ارثی فرض کرده و عقیده دارد که این جنبه ی سرشتی طبق قانون مندل به ارث برده می شود . این ساخت ارثی را می توان از طریق بررسی پدیده هایی مانند شرطی شدن ، پیشرفت حاصل از استراحت ، هوشیاری ، خاطره و . . . به قالب پدیده های آزمایشی قابل مشاهده درآورد .
—جاندار که مجهز به سنخ ارثی ویژه ای است با محیط خاصی مواجه است . این تعامل به سنخ پدیداری برون گرایی و درون گرایی و صفات نخستین می انجامد :  . pb = pc +eصفات نخستین را که مؤلفه های برون گرایی و درون گرایی هستند می توان یک رشته عادت به شمار آورد . پس از آن ، به سطح بالاتری می رسیم
—نظریه ی بازداری :
—آیزنک فرض کرد خاستگاه تفاوتهای فردی در بعد درون گرایی /برون گرایی در کرتکس مغزی دستگاه عصبی مرکزی واقع است . او ادعا میکند  که برون گراها فرآیندهای بازداری نسبتا قوی و تحریک پذیری ضعیفی دارند . به علاوه ، دستگاههای عصبی آنان قوی بوده به این معنا که آنها ظرفیت بالایی برای پذیرش تحریک دارند . پس مغز افراد برون گرا آهسته تر و ضعیف تر به محرکات واکنش نشان می دهد که باعث تمایل به تحریک حسی قوی می شود .
—درون گراها فرآیندهای تحریکی قوی دارند . دستگاه عصبی آنان ضعیف بوده ، ظرفیت کمی برای تحمل تحریک دارند . به طور ارثی از نظر کرتکس برانگیخته تر هستند ، مغزهایی دارند که سریعتر و قویتر به محرکات واکنش نشان می دهند و تحمل کمی برای تحریک دارند .
—نظریه ی بازداری ، ما را به یکسری از پیش بینی های رفتاری هدایت می کند که غالبا به طور تجربی تایید شده اند . برای مثال برون گراها ، به موسیقی با صدای بلند ، رنگهای روشن مشتاق ترند . برای استفاده از الکل و کشیدن سیگار مناسب ترند
—اندازه گیری میزان بازداری در افراد برون گرا و درونگرا :
—آیزنک دریافت که تحمل درد در برون گراها خیلی بیشتر است و احتمالا این قدرت تحمل به دلیل دستگاههای عصبی قوی آنان در بازداری تحریک دردناک بوده است .
—محرومیت حسی در شرایط آزمایش محرومیت حسی ، آزمودنی به تنهایی در اتاقی قرار می گیرد .چشمها و گوشهایش بسته میشود تا تحریک بینایی یا شنوایی به او وارد نشود . دستهایش در پوششی قرار داده می شود تا چیزی را حس نکند . و تا پایان آزمایش مدتها به همین وضعیت تنها می ماند . انتظار میرود درونگراها محرومیت حسی را بسیار بهتر از برونگراها تحمل کنند ، زیرا آنان ناچیزترین تحریکهای باقیمانده را دریافت می کنند حال آنکه برونگراها بر اثر فعالیتهای بازداشتی که در دستگاه عصبی مرکزی آنان روی میدهد مقدار ناچیزی از تحریکهای خفیف باقیمانده را دریافت می کنند . به علاوه برونگراها تحت تاثیر پدیده ی محرک خواهی قرار دارند . اما این خواسته در درونگراها کمتر است .
—پیشرفت حاصل از درد برآورد مستقیمی از مقدار بازداری است که در دوره ی پیش از استراحت انباشته شده است . پس انتظار میرود که در برونگراها هم مقدار بیشتری بازداری انباشته شود و هم از بین برود و نتیجتا پیشرفت پس از استراحت در آن بیشتر باشد .
—از طریق استراحتهای نابخواستی که بر اثر نیروهای بازداشتی صورت می گیرد ، میتوان میزان بازداری را درافراد برآورد کرد . پس میتوان از میزان بالای استراحت در برونگراها به وجود بازداری بیشتر دراین افراد دست یافت.
—همچنین آزمونهای دیداری مثل ردحسی تصویری ، اثرهای پوششی و ردحسی مارپیچ نشان داده که در برونگراها نسبت به درونگراها بازداری بیشتری دیده می شود .
—مورد دیگری که آیزنک مطرح کرد ، بازداری واکنشی در درون گرایی و برون گرایی بود . ما میدانیم تکرار هر عمل ایجاد بازداری واکنشی می کند و خستگی عصبی در نقطه ای که فرد نمی تواند پاسخ طولانی تر دهد ، ایجاد می شود . آیزنک مدعی است که برون گراها برای بازداری واکنشی از درون گراها مستعدتر هستند و در فعالیت داده شده برای زودتر خسته شدن آمادگی دارند .
—نظریه ی برانگیختگی :
—آیزنک ، تفاوتهای رفتاری درون گراها و برون گراها را تا حدودی بر اساس تفاوتهای متنوع در سیستم فعال ساز شبکه ای صعود کننده (aras) می داند . تحریک aras باعث افزایش هوشیاری و تحریک پذیری کرتکس می شود . ارتباط بین aras  و کرتکس به صورت دوسویه است : aras  می تواند کرتکس را فعال سازد و در عوض کرتکس می تواند بر aras  تاثیر گذاشته ، باعث افزایش برانگیختگی یا بازداری آن شود .
—در نظر آیزنک ، درونگراها به طور ذاتی نسبت به برون گراها سطوح بالاتری از برانگیختگی را دارا هستند ؛ در نتیجه آنها احتمالا نسبت به تحریک حساس ترند . پس هر سطحی از تحریک به علت بالا بودن قابلیت برانگیختگی کرتکس درونگراها افزایش می یابد .
—آیزنک در رابطه با شرایط محرومیت حسی و تحمل درد به همان نتایج در نظریه ی بازداری دست یافت . به علاوه او استدلال می کند که برون گراها نسبت به درون گراها وقتی تکالیف طولانی را انجام می دهند ، بازداری واکنشی را سریعتر و در سطح بزرگتر ایجاد می کنند . که این وقفه های استراحت را ایجاد می کند . این افراد در تکالیفی که نیازمند هوشیاری است ، زودتر از درونگراها خسته می شوند و برای ایجاد خطا مستعدتر هستند .
—برانگیختگی و روان رنجوری :
—آیزنک ، محل روان رنجورخویی را مغز احشایی یا دستگاه کناری می داند که در ایجاد هیجان پذیری ، تاثیر گذار است . فعالیت در مغز احشایی باعث برانگیختگی کرتکسی و دستگاه خودمختار می شود ، به علاوه فعالیت در مغز احشایی باعث برانگیختگی  شاخه ی سمپاتیک می شود که افراد را برای حمله و گریز آماده می کند . افرادی که روان رنجورخویی بالایی دارند ، فعالیت مغز احشایی بالایی دارند ، و واکنشی تر هستند .
—هورمونها و روان پریش خویی :
—آیزنک طی بررسی هایش دریافت که مردان نسبت به زنان نمره ی خیلی بالاتری را در روان پریش خویی بدست می آورند که با جنایت کاری و جامعه ستیزی بیشتر مردان مرتبط است .
— اینکه زنان آمادگی کمتری برای اسکیزوفرنی نسبت به مردان دارند آیزنک را به ارتباط بین روان پریش خویی و مذکر بودن ، رهنمون می شود . به ویژه مذکر بودن ، ارتباط نزدیکی با ترشح آندروژن دارد . نمرات بالا در p  کلیدی بر توضیح زیست شناختی است .
—تحول شخصیت :
—از نظر آیزنک ، افراد با زمینه ی ذاتی ویژه ای زاده می شوند تا با روشهای خاصی به محیط پاسخ دهند اما این زمینه ها می توانند توسط بعضی از خواسته های اجتماعی تغییر داده شوند . بنابراین محیط و ژنها برای ایجاد رفتار با همدیگر در تعامل هستند ، با این وجود ، عوامل زیست شناختی نقش قوی تری را بازی می کنند .
—نقش وراثت :       به نظر آیزنک ، صفات و ابعاد به طور عمده توسط وراثت تعیین می شوند ، هر چند که شواهد پژوهشی تا امروزه مؤلفه ی ژنتیکی نیرومندتری را برای ابعاد برون گرایی و روان رنجورخویی نشان می دهد . آیزنک تاثیرات محیطی بر شخصیت ، چون تعاملهای خانوادگی در مدت کودکی را نادیده نمی گیرد ، بلکه او مدعی است که آثار آنها محدود هستند .
—پژوهش آیزنک عمدتا بر مقایسه ی دوقلوهای یک تخمکی و دوتخمکی تمرکز داشته است . بررسیها نشان داده اند که دوقلوهای یک تخمکی بسیار بیشتر از دوقلوهای دوتخمکی از نظر شخصیت شبیه هستند ، حتی زمانی که دوقلوها توسط والدین مختلف پرورش یافته بودند و در طول مدت سالهای کودکیشان در معرض محیطهای متفاوتی قرار داشتند . بررسی های فرزندخوانده ها نشان می دهد که شخصیت آنها شباهت بیشتری به شخصیت والدین واقعیشان دارد تا والدین اکتسابیشان ، حتی زمانی که این کودکان تماسی با والدین واقعی خود نداشتند .
—سه بعد شخصیت آیزنک همواره در ملتها و فرهنگهای گوناگون یافت شده اند . بررسی های انجام شده از نقش تعیین کننده ی عوامل ژنتیکی در مقابل عوامل محیطی در تعیین این ابعاد شخصیت حمایت می کنند . وجود سه بعد شخصیت یکسان در این کشورهای متفاوت ، شواهد بیشتری برای اهمیت عوامل ارثی در شکل دهی شخصیت است . 
—اجتماعی شدن :
—اجتماعی شدن همان فرآیندی است که جامعه به کمک آن ، الگوهای رفتاری ضروری برای ادامه حیات را در کودکان و نوجوانان به وجود می آورد . به نظر آیزنک ، رفتار اجتماعی به عنوان مجموعه ی کلی از پاسخهای شرطی شده ی فرد است . افراد رفتارهایی را که به آنها کمک کرده تا به خواسته های خود برسند یاد می گیرند  رفتارهایی که به تنبیه آنها منجر می شود ، اجتناب می کنند . بنابراین افراد از طریق شرطی شدن یاد می گیرند از انجام رفتارهایی که جامعه آنها را مضر می داند ، دست بردارد .
—حال چون عامل اصلی فراگیری آداب اجتماعی و اجتماعی شدن ، شرطی شدن است ، پس باید انتظار داشت کسانی که نتوانسته اند آنها را فرا گیرند ، یعنی بزهکاران جوان و مجرمین و جامعه ستیزان ، رویهمرفته افرادی برون گرا باشند چون به دشواری شرطی می شوند .
—آیزنک فرض می کند که درون گراها قوانین را سریعتر و مؤثرتر از برون گراها یاد می گیرند . او معتقد است این یافته ها یافته ی ژنتیکی دارد . درون گراها نسبت به برون گراها برانگیختگی کرتکسی بسیار بالایی دارند که باعث تسهیل یادگیری می شود . به این دلیل یادگیری قوانین اجتماعی برای برون گراها مشکل است ، آنها کمتر اجتماعی می شوند .
—این در حالی است که درون گراها در سنین اولیه یاد می گیرند که به طور مناسب رفتار کنند . در عوض یادگیری رفتار مناسب و عبرت گیری از بسیاری رفتارها در برون گراها با تنبیه همراه است . ولی اگر فرآیند یادگیری آنها خوب انجام شده باشد بالاخره رفتارهای مناسب را یاد می گیرند .
—به علت ضعف قابلیت شرطی شدن ، برون گراها بازداری کمتری را در رفتار ضداجتماعی تجربه می کنند . بنابراین جنایتکارها به برون گرایی تمایل دارند . برون گرایی در ترکیب با روان رنجور خویی توسعه و گسترش جنایتکاری را تسهیل می کند ، زیرا روان رنجورها افراد نسبتا مضطربی هستند و اضطراب پاسخدهی به رفتار ضد اجتماعی را تشویق می کند .
—روان پریش خویی و میزان هوش با رفتار ضداجتماعی و جنایی نیز ارتباط دارد . جنایتکاران به نمره های هوشی پایین گرایش دارند .
—با اینهمه بیشترین تاکید آیزنک بر این نکته است که تحول شخصیت به میزان پاسخدهی فرد به اجتماعی شدن مربوط است . او دیدگاه افرادی را که استدلال می کنند در صورت مهم بودن وراثت ، تغییر و اصلاح رفتار غیر ممکن است ، رد می کند . جبر ژنتیکی از تمایلاتی است که باعث می شود یک شخص به طریق خاصی رفتار کند ، اما این تمایلات در موقع پاسخدهی می توانند توسط تاثیرات محیطی تغییر داده شوند

منبع:http://moshaverehboys.blogfa.com

آزمونی برای کودکان بیش فعال

نقش موسیقی در سلامت جسم و روان

تفاوت مردان و زنان



نوع مطلب : روانشناسی شخصیت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
جمعه 10 آبان 1392 08:01 ب.ظ
سلام.شکل ها رو کجا ببینیم؟
فهیمه
دوشنبه 18 شهریور 1392 02:34 ب.ظ
با سلام
منابع مطالبی را که در سایت قرار دادید نیاز داشتم
متشکرم
پاسخ رضا : ممنون از لطفتون بازم سر بزنید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر