تبلیغات
تو این فکر بودم که .. - سعدی(از در درآمدی و من از خود به درشدم )

سعدی(از در درآمدی و من از خود به درشدم )

پنجشنبه 31 فروردین 1391 04:45 ب.ظنویسنده : رضا

 
از در درآمدی و من از خود به درشدم         گویی کز این جهان به جهان دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست         صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم
چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب         مهرم به جان رسید و به عیوق برشدم
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق         ساکت شود بدیدم و مشتاق تر شدم
دستم نداد قوت رفتن به پیش یار         چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم         از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم
من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت         کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم
بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان         مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم
او را خود التفات نبودش به صید من         من خویشتن اسیر کمند نظر شدم
گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد         اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم

آخرین ویرایش: پنجشنبه 31 فروردین 1391 02:52 ب.ظ

 
دوشنبه 27 شهریور 1396 11:39 ب.ظ
I am curious to find out what blog platform you have been using?
I'm having some small security issues with my latest blog and I'd
like to find something more risk-free. Do you have any suggestions?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر